وقتی که تنها می شوم
وقتی که تنها می شوم یادت مگر ول می کند
ازمن دلیلش رامپرس این کار رادل می کند
دیوانه وقتی می شوی باید همین جوری شوی
دیوانه را دیوانگی هم سنگ عاقل می کند
باید خودت عاشق شوی تا درد من را بشنوی
این درد را درمان فقط همدرد کامل می کند
دریا که عاشق می شود از خود نمی پرسد چرا
تشنه تر از هر بار هی آهنگ ساحل می کند
وقتی به دام افتاده ای بی خود تقلا می کنی
ماهی نمی داند که خوداین آب را گل می کند
پروانه راز عشق را در پیله پیدا کرد و رفت
بلبل هنوز از شوق گل فریاد باطل می کند
وقتی زمین از نور ماه این قدر زیبا می شود
کار خودش را بی جهت با سایه مشکل می کند
رستم به یک شب عاشقی سهراب خود را کشت ورفت
این سوز تنهایی مگر تهمینه را ول می کند
بگذر نسیم از دشت غم با غنچه ها سرگرم شو
کی این دو روز عمر را اند یشه قابل می کند
دکتر محمد علی محمدی
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۰/۰۸ ساعت 16:0 توسط دوستان من
|