بعضی از ما مردم اینجوریم
-اکثر ما آدم ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه می گیریم..
-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم..
-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
-غالبا افراد چاپلوس موقعیت بهتری دارند.
-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.